قهرمان ميرزا عين السلطنه
614
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
توت و گيلاس و آلوبالو فراوان داشت . حالا هيچيك نيست . پاى من در اينجا سه شب به شدت درد گرفت و توقف زياد در آن گرما جهت همان درد پاى من بود . محمد تقى مرحوم در آن سفر همراه من بود . يادم هست كه در رودخانه به آب رفت شنا مىكرد . يك سنگ عظيم آب آورد و به سينهء محمد تقى خورد ، خيلى صدمه زد . مدتى است مىگذرد . من آن وقت نسبة بچه بودم و از تمام كارهاى دنيا بىخبر . راحت و بىخيال زندگانى مىكردم . خوشا حال آن روز و آن وقت ، گذشته نخواهد آمد . شكر اين روز را هم بايد كرد . الحمد لله رب العالمين . خداوند خودش ترحم كند . حالا هم الحمد لله عيبى ، نقصى وارد نيامده . جزئيات نقلى نيست و قابل مذاكره نبايد باشد . شب سرد بود و در آفتابگردان تا صبح چاقو دسته كرديم . دورنماى قشنگ سهشنبه 17 - صبح هوا بهتر بود . يك ساعت از دسته گذشته سوار شديم رو به پيچبن . همه جا سربالا [ ست ] . از راه نرمهلات رفتيم . راه ديگر كه خيلى نزديك است ، هست ، ليكن از شدت سختى نمىشود بار و بنه را عبور داد . از گردنهها سرازير شده بغلهء قشنگى بود . تمام علف و تكتك درختهاى اورس كهن كه خيلى باشكوه بود داشت . مثل دورنماهاى قشنگ بود . بهار اين نقطه آنقدر قشنگ خواهد بود كه چه بنويسم . كبك در راه زياد بود . تمام را به خيال پيچبن مىگذاشتيم و نمىزديم . به امامزاده نرمهلات رسيده در وسط رودخانهء دينهرود و ايواطر « 1 » است . پائين رفته رودخانهء روى ده هم قاطى شده شاهرود مسمى مىشود . در آخر الموت رودخانهء شاهرود طالقان داخل شده مىرود براى منجيل ، با قزلاوزن داخل شده به درياى خزر مىرود . بارى از آب گذشته دو ساعت بيشتر سربالا رفتيم . راه سختى بود . بعد يك ساعت هم بغله رفته به مرتع پيچبن رسيديم . اين مرتع وركيها است و ششصد گوسفند در اينجا دارند . زمستان هم طويله دارند ، همين ، هست . هوا خيلى سرد بود . شب درجهء سانتيگراد به هشت درجه بالاى صفر رسيده بود . هواى زمستان است . ارتفاع اينجا ده هزار « فيت » است ، شب نسيم مىآمد و به شدت سرد بود . قريهء ورك هفت هزار و سيصد « فيت » بود . نصر السلطنه در ييلاق چهارشنبه 18 - صبح يك ساعت و نيم از دسته گذشته سوار شديم . اين راه را از سفر اول به خاطر داشتم كه امروز چه خواهم كشيد . قدرى سربالا رفتيم . آب كمى مىآمد و يخ بسته بود . باد مىآمد و سرد بود . بالاى گردنه به شدت سرد بود . كمكم كه پائين آمديم هوا بهتر شد . از قريهء مران گذشته بغله در جنگل از راه بد مىگذشتيم . از گردنه به اين سمت خاك تنكابن [ است ] . خود نصر السلطنه در ميان دوآب منزل دارد . دو ماه است كه بعد از آن واقعات تنكابن آمده . خيلى صدمه امسال
--> ( 1 ) - در سفرنامه قبل « اواتر » نوشته است .